پسر عزیزم نیم سالگیت مبارک
امیرمهدی جونم این روزها بهتر از قبل می خوابی.با رانیتیدینی که دکتر خالصی داده دلدردت هم خدا رو شکر بهتر شده . نگاهت پر از معنیه . حس می کنم تو هم نگاهم رو می خونی . این روزها انگار تو هم غم رو تو چشام می بینی . دوست داری با هم بخندیم اما بغضی سنگین راه گلومو بسته . و این وجود توئه که امید رو تو دلم زنده نگه داشته . عاشق بابایی هستی و کافیه در رو باز کنه می پری بغل بابا . و چنان ذوق می کنی که که نگوووووووووو چکاپ ٦ ماهگی رفتیم همه چیز خوب بود خدا رو شکر . واکسن هم بهتر از سری های قبل بود . قهقه می زنی و دلبری می کنی. از قبل از عید سلام کردن رو یاد گرفتی . وقتی خوابت میاد دستت رو می زاری زیر سرت مث بابایی می خوابی. غذا فرنی حریره...
نویسنده :
romina
23:12








